تقریبا تمام شبها تنهاییم
تقریبا تمام شبها تنهاییم
نه تمام شبها
که تمام روزها و شبها
وشاید
تمام لحظاتمان به تنهایی سپری میشود
تمام لحظاتمان!
اینجا
سکوت اطاق مرا در خود گرفته
از هیچ گوشه ی خانه صدایی نمی آید
خانه خالی ست
نه از سکنه
که از کلام
خانه خالی ست
نه از کسانی که می آیند و میروند
که از چشمهای نگران و منتظر
تقریبا تمام شبها تنهاییم
و تقریبا بیشتر شبها هنگام شام
فقط سکوت ما را همراهی میکند !
روزه ی سکوت ما
هیچ افطاری ندارد
روزه ی سکوت ما حتی شبها هم باز نمی شود!
در پیله ی ما تنهایی تار می تند ...
تقریبا تمام شبها تنهاییم!
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:29 توسط ف تائبی(نگار)
|