امشب بار دیگر جوشن تو را به تن میکنم و یکی یکی نامهای تو را میخوانم امشب برای دومین بار جوشنت را به تن میکنم امشب بار دیگر جوشن تو را به  تن میکنم و به جنگ کینه ها حسدها عقده ها و حسراتهای زندگی پر فراز و نشیب میروم جوشنی را به تن میکنم که بر تن رسولت کردی جوشنی که عطر وجود رسولت را همراه دارد میبویم و بر تن میکنم چگونه بر تن کرد چگونه تو را خواند چگونه تو را دید چگونه هم سخن تو شد خوشا بحالش که تو هم سخنش بودی.... ما در این دنیا وامانده گانیم در سرنوشتی نامعلوم میخوانیم تو را یا عماد من لا عماد له یا رفیق من لا رفیق له ... تا یار که را خواند و که در نظر آید...