بر مرز باریکی حرکت میکنیم صراطی باریک تر از مو، بر مرز جهل و آگاهی . کافیست گوشه ای در سکوت بنشینیم و در آرامش به آسمان نگاه کنیم و همراه نفسهای آرام به صدای پرندگان گوش کنیم تا کم کم آگاهی چون موجی آرام از ته وجودمان خیز بردارد و بسوی ما بیاید و سرتاسر وجودمان را تسخیر کند و یا نه در جوش و خروش جاهلانه مان دست و پا بزنیم و اصواتی از سر ناتوانی سرکنیم ... صراط باریکی است صراطی که باید از آن عبور کرد راه گنگ و تاریکی ست عبور از جهل و رسیدن به آگاهی، عبور از تاریکی های درون و رسیدن به یقین...